X
تبلیغات
هر چه میخواهد دلی تنگت بیگو










نوشته شده توسط مختار واحدی در ساعت 19:10 | لینک  | 


نوشته شده توسط مختار واحدی در ساعت 19:7 | لینک  | 

در شهر که مردمان اش از  گرسنه گی شکم می نالد مردم آن شهر گرسنه نیست بلکه در شهری که مردمان اش روح گرسنه دارد گرسنه است.
نوشته شده توسط مختار واحدی در ساعت 0:24 | لینک  | 

چرا من ديوانه ام؟

جنرال شفیع؛ در آخرین مصاحبه با «عصری برای عدالت» – بامیان 15 اسد 1375«مرا مرگ بی​گناهانِ غرب کابل دیوانه کرده است، من مرگِ جان​گداز هم​سنگرانم را دیده ام که چطور هدف راکت​های کورِ شورای نظار از کوه تلویزیون، قرارگرفته وتکه تکه شدند. من هر روز ناله و فریاد بیوه​زنان و مردان سالخورده را می​شنوم که برایم درسنگر نان می​آورند و مرا می​بوسند و گریه و ناله کرده و شکایت می​کنند که چطور منزل​شان هدف راکت قرار گرفته و فرزندان​شان طعمه حریق شده​اند. نیروهای من روز صدها شهید رابه قبرستان شهدا درغرب کابل انتقال می​دهد، پس من دیوانه نشوم، کی دیوانه شود؟ آناني​كه در تهران و قم و پيشاور چكر مي​زنند آن​ها ديوانه شوند؟ آنانی​که مزدورِ مقامِ رهبری ایران​ـ​اند و در این لحظة حساس به ایران و پیشاور چکر می​زنند و صاحب ملیون​ها دالر شده​اند، آن​ها دیوانه شوند؟ مردم غرب کابل چه گناهی دارند؟ آیا ما به شرق کابل تجاوز کرده ایم؟ آيا وقتي​كه مزاري از عدل و مساوات و تأمين حقوق برابري و برادري و هم​وطني صحبت میکنند، گناه کرده است؟ باز هم اگر ما گناه داريم پس اين مردم بي​گناهُ غرب كابل چه گناهي دارند كه هدف راكت​هاي كور قرار گرفته، خانه و دكان​هاي شان به آتش کشیده شده و فرزندانِ شان به شهادت می​رسند.(جنرال شفيع)»

نوشته شده توسط مختار واحدی در ساعت 18:37 | لینک  | 

به نام او که سبز ترین سبز هاست.او که شاهد غمها ، شادیها ، گریه ها ،خنده ها ، گناه ها و دوست داشتن های بی دلیل ماست. بنام او که یگانه راهب کلسیای قلبم هست...                              

هر گاه  به مفهوم  زندگی می اندیشم بی جهت یادی از دریا  میکنم ، یادی از مرداب ساکت ، یادی از کره اشکها ، یادی از قلبهای  شکسته ، یادی از  دلهای پاره  پاره  شده از درد از رنج از غم ...

نمیدانم چرا؟ هر چه در این دریای بیکران هستی شنا میکنم کشتی شکسته ام  بر  ساحل  نمی شیند. آیا دیگر جای  خالی در لنگرگاه قلب خسته ام وجود ندارد ؟ آیا دیگر سایه  بانی  برای  امنیت  قلب خسته ام نیست؟ آیا قایقی کوچکی  برای  نجات  قلب  خسته ام  خواهد آمد؟  آیا  روزنه ای  روشنی خورشید به سوی قلبم باز خواهد شد که بخاطر سیاهی اش تمام عمرم را کار کردم؟ آیا قلب  زندان در سیاهی ظرفیت هضم روشنی را دارد؟ تا دوست داشتن؟ آیا...                                            *** 
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مختار واحدی در ساعت 18:9 | لینک  | 

میلاد علی به همه  کسانیکه به  عدالت . انسانیت . فضیلت و ایمان . ایمان دارند تبریک میگویم . میلاد او را به ملت مسلمان و به همه نسل های که در طول این چهارده قرن در جستجوی عدالت و حق بوده اند و در فرار از ظلم و قدرتهای ستمکار عدالت علی را شعار خود داشته اند . در زیر شکنجه ها و تازیانه ها علی علی می گفتند و نیز نسل امروز که بیش از همه به علی و یاران علی محتاج است و نیز به همه انسانها در هر گوشه جهان که اکنون برای  عدالت حق و ایمان مبارزه میکنند تبریک می گویم       
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مختار واحدی در ساعت 19:46 | لینک  | 

مصاحبه مذکور در تیرماه سال جاری و در پاریس انجام شده است. طی سفر کوتاه دکتر سروش و سخنرانی مهم ایشان در دانشگاه سوربن جمعی از دانشجویان در یک جلسه غیر عمومی به طرح سئوالاتی از ایشان پرداختند و دکتر سروش نیز با صبر و حوصله به سئوالات ایشان پاسخ گفت. سئوالات دانشجویان موضوعات گوناگونی را در بر می گرفت از جمله سئوالات مربوط به مسائل سیاسی آنروز بویژه شکست اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری که برای انتشار در این نوشتار تازگی خود را از دست داده و در اینجا نیامده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مختار واحدی در ساعت 23:40 | لینک  | 

جنرال شفیع؛ در آخرین مصاحبه با «عصری برای عدالت» – بامیان 15 اسد 1375«مرا مرگ بی​گناهانِ غرب کابل دیوانه کرده است، من مرگِ جان​گداز هم​سنگرانم را دیده ام که چطور هدف راکت​های کورِ شورای نظار از کوه تلویزیون، قرارگرفته وتکه تکه شدند. من هر روز ناله و فریاد بیوه​زنان و مردان سالخورده را می​شنوم که برایم درسنگر نان می​آورند و مرا می​بوسند و گریه و ناله کرده و شکایت می​کنند که چطور منزل​شان هدف راکت قرار گرفته و فرزندان​شان طعمه حریق شده​اند. نیروهای من روز صدها شهید رابه قبرستان شهدا درغرب کابل انتقال می​دهد، پس من دیوانه نشوم، کی دیوانه شود؟ آناني​كه در تهران و قم و پيشاور چكر مي​زنند آن​ها ديوانه شوند؟ آنانی​که مزدورِ مقامِ رهبری ایران​ـ​اند و در این لحظة حساس به ایران و پیشاور چکر می​زنند و صاحب ملیون​ها دالر شده​اند، آن​ها دیوانه شوند؟ مردم غرب کابل چه گناهی دارند؟ آیا ما به شرق کابل تجاوز کرده ایم؟ آيا وقتي​كه مزاري از عدل و مساوات و تأمين حقوق برابري و برادري و هم​وطني صحبت میکنند، گناه کرده است؟ باز هم اگر ما گناه داريم پس اين مردم بي​گناهُ غرب كابل چه گناهي دارند كه هدف راكت​هاي كور قرار گرفته، خانه و دكان​هاي شان به آتش کشیده شده و فرزندانِ شان به شهادت می​رسند.(جنرال شفيع)»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مختار واحدی در ساعت 14:55 | لینک  | 

آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت        وان نفسی که بیخودی یار چه کار آیدت
آن نفسی که باخودی خود تو شکار پشه‌ای     وان نفسی که بیخودی پیل شکار آیدت
آن نفسی که باخودی بسته ابر غصه‌ای         وان نفسی که بیخودی مه به کنار آیدت
آن نفسی که باخودی یار کناره می‌کند          وان نفسی که بیخودی باده یار آیدت
آن نفسی که باخودی همچو خزان فسرده‌ای   وان نفسی که بیخودی دی چو بهار آیدت
جمله بی‌قراریت از طلب قرار تست            طالب بی‌قرار شو تا که قرار آیدت
جمله ناگوارشت از طلب گوارش است         ترک گوارش ار کنی زهر گوار آیدت
جمله بی‌مرادیت از طلب مراد تست            ور نه همه مرادها همچو نثار آیدت
عاشق جور یار شو عاشق مهر یار نی        تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مختار واحدی در ساعت 19:39 | لینک  | 

چشمانِ مزاري، «بوطيقايِ نابِ عدالت» است؛ پيکربنديِ تماميِ رخدادهايِ تاريخي. من امشب در برگ​هايِ آبيِ اين چشمان تاريخ​‌ را ورق خواهم زد. اين چشمانِ سورة مقدسِ هستيِ ماستِ؛ جغرافياي «زاولِ گمشده«. آي مردم! ”آواز شادماني سردهيد، آي! مردم در پيشگاه اين چشمان نماز بريد“، اين چشمان ”وعدة رهايي“ است...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مختار واحدی در ساعت 19:50 | لینک  |